مدرس : آیتالله بهجت قدسسره
شماره جلسه: 21
موضوع: اصول
مدت زمان نوار: 45 : 27 دقیقه
موضوع کلی: مشتق
موضوع جزئی: القول بعدم الجامع بين الزمانين في المضارع ونقده
متن: « وقد يؤيّد ما تقدّم في وجه المنع، بعدم اشتراك المضارع معنى؛ لعدم الجامع بين الزمانين …»
زمان شروع متن خوانی: ٠٠:١٠
متن: « أنّه لو سلّم عدم الاشتراك اللفظي في المضارع…»
زمان شروع متن خوانی: ٠۶:٢۵
متن: « لا يلغو معه البحث في الصدق على الحقيقة في زمان الانقضاء…» این عبارت مربوط به یک صفحه قبل در کتاب است.
آدرس در کتاب: مباحث الأصول ج١ ص187
مطلب خارج از درس: دقیقه ٢٢:١۵ شیخ انصاری وقتی به قبر استادش در کربلا می رسید می فرمود: اگر شما زاهد بودی پس ما زاهد نیستیم. وشاید عبارتی به این مضمون که پس مرتضی غریق عصیان است.
شخصی در جدّه همیانش گم شد و داخل شط افتاد مثلاً به نجف رفت و متوسل شد که یا امیر المومنین ع خرجی ما را برسان. درخواب حضرت امیر ع را دید که فرمود: پیش میرزا ابوالقاسم برو. دم خانۀ میرزای قمی ره میاید، خود میرزا پشت در میاید و ظاهراً از همان سوراخ کنار در همیان او را به او می دهد. این فرد همیان را می گیرد و به وطن بر می گردد و قضیه را برای خانمش تعریف می کند او می گوید تو همچین کرامتی را از میرزا دیدی چطور از او دست کشیدی؟ برو خدمت ایشان و خادم او باش. قبول کرد و کارهایش را کرد و به قم آمد، ولی متوجه شد میرزا وفات کرده، لذا تصمیم گرفت خادم مقبره میرزا باشد. بعد هم که وفات می کند همون نزدیک مرقد میرزا دفنش می کنند و روی قبرش هم می نویسند که خادم قبر میرزا بوده است.
بله اگر بخواهند از ما عکسی بگیرند مانند آنها عکسی بگیرند کتابی هم در دست ما باشد، اما حقیقتاً حساب کردن ما جزء آنها مشکل است.
دقیقه ٢۶ : ٢۶ شخصی نقل می کرد پدر ما می گفت من ٧-٨ ساله بودم. جدّ ما شاگرد شیخ بوده و در کوفه یک باغ داشت. یک روز ناهار شیخ را آنجا دعوت می کند و شیخ هم تشریف می برند. هنگام عصر طوفانی آمد و همه جا تاریک شد.جدّ ما به شیخ عرض کرد: شما دعا کنید خدا این بلا را دفع کند. شیخ هم دستش را بلند کرد و دعا کرد بلافاصله طوفان قطع شد.
دیدگاهتان را بنویسید