1
بلكه احوط استحبابا اقتصار به موارد خشيت فساد قبل از حضور مالك است .
و بيوت اولاد در حليت اكل بدون اذن ، اولى از بيوت مذكوره است ، نه در تقييد به عدم كراهت .
احوط اقتصار بر مأكول و مشروب است در مقابل سائر اموال ، بلكه احوط اقتصار به اكل ماكول حاضر و شرب مشروب حاضر است نه آنكه طبخ نمايد براى اكل يا عمل نمايد براى شرب غير حاضر ، و اقتصار بر اين دو است نه مثل وضوء و غسل و استعمال آب براى امثال اينها بدون علم به رضاى او يا اطمينان به رضا يا اذن او ؛ و جواز حمل و تصدّق به آنچه كه جائز است اكل و شرب ، خالى از وجه نيست ؛ و افساد در هيچ كدام جائز نيست .
و حكم اكل ، ملازم با حكم دخول نيست در جواز و منع بنا بر اظهر ، و فرقى بين والدين و اجداد و جدّات نيست در اين حكم .
اظهر در «ملك مفاتح» اين است كه مراد، اختياردار ماكول است اگر چه به التزام و شاهد حال باشد .
و احوط عدم عموم حكم به عناوين محققه به رضاع است .
4. جائز است اكل عبور كنندگان ، از ميوههاى درخت خرما به شروطى كه در محلش مذكور است ، و آنكه حكم، عامّ به غير آن از اشجار و زرع است يا نه .
5 . كسى كه تناول نجسى نمايد مسكر يا غير آن ، و يا با نجس سرمه كشيده باشد چشم را ، آب دهن يا اشك چشم كه خارج مىشود اگر متغير نيست به آن نجس ، طاهر است مادام [ كه ] نمىتواند [ نمىداند ظ ] متغير است يا در خارج، بعض