1
منفعل مثل كرّ و جارى ، مطهّر آن است . و در اتّصال با كرّ كه در پائين است با واقعيت بالايى تأمّل است ؛ و هم چنين در حدوث نجاست بالا در صورت اتّصال به پائين متنجس در حال واقعيت جريان ؛ و اظهر عدم تنجس است در دومى حتى در رفتن آب به بالاى متنجس با دفع و قوّة ، و عدم طهارت در فرض اول است ، مگر آنكه توقفى حاصل شود [ در ]حركت، و جريان منقطع شود و دو آب، يكى محسوب شود در عرف . و در صورتى كه محتمل باشد هيچ جزئى از متلاقيين در ديگرى قرار نمىگيرد و سرايت رطوبت نمىكند، تنجس، قابل منع است .
و اگر مائع ملاقى متنجس ، حالت انجماد داشته باشد مثل روغن ، فقط موضع ملاقات متنجس مىشود با رطوبت مسريه ؛ و در صورت اشتباه ، اطراف علم اجمالى هم اخراج مىشود و بقيه پاك است .
و اگر قطرهاى خون غير نجس ، داخل مائعى شد و مستهلك شد ذرّات آن در آن مائع ، خوردن مجموع جائز است .
و جائز است استصباح به دهن متنجس در مكانى غير مسقف بنا بر احوط . و در سائر انتفاعات غير مشروطه به طهارت ، مثل ماليدن دهن متنجس به اجرب ، استعمال نجاسات و متنجسات، مانعى ندارد بنا بر اظهر .
جائز است بيع دهن متنجّس براى منفعت محلّله آن ؛ و اعلام مشترى به نجاست آن لازم است ؛ و در شرطيت اعلام در صحّت بيع يا ايجاب ترك آن خيار را تأمّل است ، و شرطيّت براى آنكه مشترى قاصد منفعت محلّله باشد، اقرب است در صورتى كه منفعت ظاهره حلال نباشد مثل اين مقام ، به خلاف بعض متنجسات ديگر .