1
اگر طائر رها كرد خود را و فرار نمود ، مىتواند با او معامله ممتنع را نمود و با خنجرى يا كاردى او را ساقط كرد و از امتناع خارج كرد ؛ پس اگر ادراك كرد ذبح آن را با حيات مستقره ، با ذبح، حلال مىشود ، و گرنه به همان سبب سابق ، مثل صيد ممتنع .
4. استقرار حيات قبل از ذبح، لازم است . و در حصول آن به حركت اطراف تأمّل است ؛ و لازم است كشف از حيات بعد از ذبح اگر چه در مختصرى از زمان باشد ؛ و مكشوف بودن به حركت طرفى مثل طَرْف چشم يا رَكض رِجل يا حركت دُم و خروج خون معتدل، مسلّم است ، و در تخيير بين اين دو يا تعيين هر كدام يا جمع، خلاف است .
و با حركت حيوان مذبوح اگر چه مختصر و در بعض اطراف باشد اگر چه با خروج خون نباشد ، حكم به تذكيه آن مىشود بنا بر اظهر كه اجتماع حركت و خروج خون معتدل لازم نيست ؛ و احوط عدم اكتفاى به خروج خون معتدل بدون حركت آن است ، اگر چه كفايت، منسوب به اكثر متأخّرين است .
و براى ذبح حيوان ، مستحبات و مكروهاتى مقرر كردهاند و در كتب مفصله مذكور است ، مناسب است براى اطلاع به آداب، مراجعه به آنها بشود .