1
حلال و مذكّى نمىشود به سبب اصطياد بدون ذبح و نحر، حيوانى كه ممتنع است به اصل مگر به واسطه كلب معلَّم ، نه با سائر حيوانات شكارى اگر چه معلّم يعنى آموخته براى شكار شده باشد .
و فرقى بين اقسام كلاب معلّمه نيست .
و غير كلب معلّم، فرقى بين طيور معلّمه و سائر حيوانات معلّمه نيست در عدم حلّ .
و اما آلت اصطياد به غير حيوانات، پس آنچه مشتمل بر آهن تيزى باشد كه اصابهاش با تيزى آن است ، مثل شمشير و نيزه و تير و چاقو و خنجر و نحو اينها حتى عصاى كوچكى كه در طرف آن آهن تيزى باشد ، موجب حلّيت مقتول با آن است با تسميه در حال زدن با آنها ، و اختصاص به اسلحه متعارفه ندارد ، بلكه مطلق آلات حديديّه قتّاله مثل شمشير و نيزه است در صورت صدق سلاح .
و بايد آلت خارقه باشد و داخل حيوان بشود اگر چه كمى باشد نه آنكه با ثقل، قاتل باشد ؛ و حديد بودن آلت در حال اختيار احوط است .