1
آنچه گذشته به نحو صحيح ، پنج روز بعد از ذىحجه را روزه مىگيرد ؛ و بر حسب قول ديگر تكميل خلاف احتياط به چهار روز كافى است .
5 . اگر به سبب نذر صوم سال، تمام سال را از ابتداى محرّم روزه گرفت، پس بنابر كفايت صوم ماه رمضان از واجب به نذر ، اتمام ميكند بعد از ذيحجه به دو روز بدل عيدها ، مگر آنكه مقصود، تمام از غير عيدين بوده باشد كه اتمام لازم نيست .
بلكه اگر نذر سال، مطلق بود و قصد مخالفى نداشت ، كما اينكه رمضان داخل است و تداركش لازم نيست، عيدين و ايام محرّمه خارجند و تدارك آنها لازم نيست ، نه در عدد سال و نه در مقدار ماه بنا بر اظهر ؛ و مجرد نقصان ماه براى عيد و ايام تشريق، سبب تعيّن سال عددى نمىشود ، بلكه تتابع در ماهها محفوظ مىشود به مقدار سى روز كه بعض آن تدارك ايام عذريه است كه با آنها تتابع مشروط هم منقطع نمىشود ؛ و ذكر شد كه مستظهر ، تتابع در غير ايام محرّمه از نذر است و اينكه ايام محرّمه تدارك ندارند ، و هم چنين ايام محرّمه به حسب اتفاق مثل مسافرتهايى كه واجب بشوند ، اگر چه تدارك در بعض موارد، موافق احتياط است .
و ذكر شد كه تأخير قضا تا آخر وقت ، سبب سقوط نذر و تشخص ايام براى قضا نمىشود ، و نذر واجب منعقد است و به واجب اداء مىشود ، و با مخالفت ، كفّاره نذر هم ثابت است .
6. مسافرت بدون عذر ، در نذر سال به شرط تتابع اگر راجع به تتابع در غير ايام مسافرت نباشد و راجع به نذر در اعم از سفر نباشد و بنا شد بر عدم جواز اين مسافرت ، احوط قطع تتابع و لزوم استيناف است به سبب آن در نذر سال مطلق ، و لزوم تدارك به قضا و كفاره است در نذر سال معين .