1
آن نشد ، پس در موارد تحليل در قصد نذر ، تصدّق در غير آن مكان مىنمايد و قيديت ساقط مىشود ؛ و در بعض موارد كه تحليل، مناسبت ندارد ، نذر منحلّ مىشود و بقا و حنث ندارد .
و خصوصيّات منذور بايد رعايت شود در حال اختيار ؛ و اداء قيمت، كافى نيست مگر با قصد اعمّ از آن .
و اظهر عدم وجوب قبول است بر منذورله ، بلكه با ترك قبول، ساقط مىشود تكليف ناشى از نذر .
اگر قدرى را در ذمّه خودش به نذر، اثبات كرد ، متعين مىشود همان قدر ، و مىتواند همان مقدار از دين را بر منذورله احتساب نمايد . و اگر منذورله ابراء كرد يا هبه كرد آن را با معين بودن آن قبل از قبض ، يا معاوضه كرد ، پس اگر عنوان صدقه در نذر، مذكور نبود و معهذا راجح بود و نذر آن صحيح بود مانعى ندارد ؛ و اگر صدقه مذكور بود، پس بدون قصد آن محقّق نمىشود و اين گونه امور جائز نيست .
منذورله ، استحقاق مطالبه بعد از فعليت تكليف به ضيق وقت با عدم جواز تأخير دارد ، و گرنه مشكل است .
و توكيل در دفع و قبض با رعايت قصد دافع جائز است .
و نماى منذور ، ملك مالك عين آن است، پس در نذر تمليك يا تصدّق ، ملكيت، اضافه به ناذر دارد تا وقت تحقّق آنها ، و اگر نذر صدقه كرد و نافذ بود، خارج