1
اگر نذر كرد قربت به عملى را ، مخيّر است در صوم و تصدّق به چيزى و دو ركعت نماز ، و اقرب اجتزاء بر ركعت وتر در محل خودش است و هم چنين سه ركعت نماز مغرب ؛ و در سائر مقامات، اظهر عدم اجزاء است ، چنانچه منعقد نمىشود نذر بر خصوص اينها در سائر مقامات بنا بر اظهر از اعتبار مشروعيت طاعت فى نفسه و با قطع نظر از نذرِ ملزِم به آن .
و اگر نذر نماز در مسجد معيّنى يا در موضعى از مسجد معيّن كرد، منعقد و لازم الوفاء مىشود مثل غير مسجد چنانچه گذشت ؛ و عدول به مساوى و اعلى با عدم اطلاق قصد تقييد در نذر، جائز است ، و گرنه عدم جواز خالى از وجه نيست به جهت عدم اعتبار افضليت از ضدّ در انعقاد بلكه از نقيض .
و منعقد است نذر نماز يا طاعتى ديگر در وقت مخصوص ، اگر چه در وقت ديگر، افضل باشد ، به نحوى كه در مكان گذشت .
اگر نذر كرد حج در حال مشى را، پس عاجز شد از مشى ، به نحوى كه مأيوس از قدرت شد يا آنكه معيّن بود وقت منذور ، اظهر عدم انحلال نذر ، و وجوب حج در حال ركوب است ، به واسطه ظهور انحلال در قصد ناذر و اينكه وحدت در تقييد، محتاج به تصريح يا معلوميت قصد آن است .
نذر عتق كافر معيّن و غير معيّن ، جواز و لزوم وفاى به آن و حنث به مخالفت ،