1
و احوط در اسماى غير غالبه ( مثل موجود و حىّ و سميع و بصير ) انعقاد يمين و لزوم كفّاره بر حنث است با نيّت ذات مقدسه ، و همين اظهر است اگر قرينه حاليّه يا مقاليّه بر منوىّ تعالى باشد .
و از اين قبيل است حلف به علم اللّه تعالى يا به قدرت اللّه تعالى اگر راجع به حلف «قادر» و «عالم» بشود با قرينيّت اضافه بر منوىّ ؛ و اگر مراد حلف به مقدور يا معلوم او است ( معانى موجبه حال و صفت زائده اشعرى ) منعقد نمىشود . و چون لفظ، قابل هر دو است اگر از عدليّه صادر بشود پس در صورت تعلّق نيّت به أوّل ، احتياط متقدّم رعايت شود در صورت عدم قرينه ديگر بر يكى از دو احتمال متقدّم .
و اظهر انعقاد است در مثل «وعظمة اللّه» اگر قرينه بر اراده آثار عظمت خداى تعالى نباشد .
و اگر بگويد «أقسم باللّه» يا «احلف باللّه» به قصد انشاى يمين ، منعقد مىشود ؛ و حكم به آن موقوف بر قرينه بر انشا است اگر چه حاليّه باشد ؛ و اگر بدون قرينه انشا، انكار كرد و گفت قصد انشاى يمين نداشتم بلكه قصد اخبار يا انشاى وعد داشتم قبول مىشود ، مثل قبول اين ادّعاى در سائر مشتركات بين انشا و اخبار به حسب دلالت لفظ ؛ و اگر قرينه بر انشاى يمين بود ، انكار متأخّر در حق غير، قبول نمىشود .
اگر مجرّد باشد لفظ «أقسم» يا «احلف» يا «أقسمت» يا «حلفت» از ضميمه «باللّه» ، يمين منعقد نمىشود .
و اظهر كفايت ضمّ هرچه قسم به آنها منعقد مىشود با ضميمه مثل كلمه «واو» قَسَم است .