1
نفس زيادتى و محقِّق اكثريّت اگر مزيدٌ عليه، مال است ؛ و تفصيل در مثل حبهاى از حنطه، گذشت .
و اگر در مقام تفسير بگويد كه اعتقاد من چنين بود كه مال فلان اين قدر است، دور نيست قبول و عدم اعتبار به زيادتى واقعيّه از اعتقاد او . و اگر گفت: «زائد معتقد بودم از واقع» ، دور نيست اعتبار به اعتقاد زيادتى و عدم اعتبار به نقص واقعى اگر چه در صورت عدم تفسير ، عبرت به واقع است در دو صورت . و اگر علم به كذب در تفسير او در دو صورت بود ، مسموع نيست ، مثل اقرار به معلوم الكذب . [ و اگر شهادت صحيحه به يك مقدار داد به نحو تحديد، پس اقرار به اكثر، مسموع نيست . و هم چنين اگر در تفسير ، اعتقاد به مقدارى را با تحديد ذكر كرد پس از آن اقرار به اكثر نمود، مسموع نمىشود .
اگر بگويد : «لى عليك ألف دينار» ، و مدّعىعليه بگويد در مقام اقرار : «لك علىّ اكثر من ذلك» ، پس اظهر رجوع به او در تفسير است ؛ و با تعذر ، اظهر زيادتى يك دينار است بر مُقَرّبه ، و تفسير به آن قبول مىشود ، به خلاف تفسير به يك دانه گندم . ] و [ در صورتى كه بدل «اكثر» ، «ازيد» بگويد، احتمالِ قبول اين تفسير است ؛ و با تعذر ، ] احتمال [كفايت اين قدر زيادتى است .
اگر بگويد : «له علىّ اكثر الألف» ، لازم مىشود زائد بر نصف به يكى ، از جنس مذكور از دينار يا غير آن .
اگر بگويد : «غصبتك شيئا» ، پس در تفسير آن بگويد : «أردتُ نفسك» ، قبول نمىشود، چون حرّ مغصوب نمىشود ؛ و اظهر عدم قبول تفسير است نه اقرار،