1
مىشود به زيادتى يك شب.
و در صورت هبه به يك زن، اگر ليله او متصل به ليله واهبه بود، متوالى مىشود دو شب موهوبه؛ و اگر منفصل بود، بايد تحصيل رضاى صاحبان حق در ليلهاى كه بخشيده شده بنمايد، يا عملى نمايد كه حق كسى از صاحبان حق فوت نشود.
و اگر هبه به مجموع نمود، مىتواند در توزيعْ تبعيض يك شب به آنها نمايد؛ و مىتواند تمام شب را در يك دور به يكى مخصوص نمايد و در دور ديگر به ديگرى با رضاى آنها و عدم رجوع واهبه. و اگر بين دو شب در دو دور رجوع نمود، خسران بر متأخّره براى دور ديگر مىشود.
و ممكن است تحصيل نتيجه توزيع به اكمال دور به شب، كه شب زايد موهوب به حسب دورهها صرف در مجموع بقيه زنها مىشود.
و اگر سه زن به چهارمى بخشيدند، هر چهار شب را صرف در بيتوته نزد چهارمى مىنمايد مطلقا بنابر وجوب قسمت مطلقا، و در صورت ابتداى به چهارمى بنابر معلّق بودن وجوب به شروع در قسمت؛ و بعد از اكمال دور بنابر اين قول چيزى واجب نيست مگر بعد از شروع در قسمت ثانيا.
11. اگر رجوع كرد بعد از هبه صحيحه، مؤثر است در آينده، نه در گذشته؛ زوج به مجرّد علم به رجوع، از نزد موهوبه يا مختاره خارج مىشود؛ و اگر ندانست رجوع را، از زمان علم خارج مىشود و براى گذشتهها قضا نيست، مگر ما بين رجوع و علم كه احوط قضا است.
12. اگر عوضى خواست از شب خودش، و زوج بذل كرد به عنوان صلح، جايز و لازم است و ماليّت در صلح معتبر نيست؛ و هم چنين براى ساير زوجات .