1
و اگر بعد از دفع صداق، امتناع از تمكين كرد بدون عذرى، اجبار مىشود بر تمكين. [و] آيا استرداد جايز است مطلقا، يا در صورت عدم تمكّن از اجبار ؟ محل تأمل است در صورتى كه اسقاط حق نباشد، و احتياط مناسب ترك نشود.
و ذكر مهر، شرط صحّت نكاح نيست؛ پس اگر ذكر نكرد مهر را، يا شرط كرد كه مهر براى او نباشد ، عقد صحيح است، و شرط هم صحيح است اگر متعلق به نفى مسمّى باشد؛ و اگر متعلّق به نفى مطلق مهر باشد در عقد و بعد از آن اگر چه بعد از دخول باشد، شرط باطل و عقد صحيح است؛ پس با تفويض بضع به نحو متقدّم، اگر طلاق داد آن را قبل از دخول، براى زن متعه ثابت است نه مهر؛ و اگر بعد از دخول طلاق داد، مهر المثل ثابت است نه متعه؛ و اگر احد زوجين وفات نمايد قبل از دخول و بدون ذكر مهر، براى ديگرى مهر و متعه نيست.
مشهور در صورت تجاوز مهر امثال از مهر السنه كه «500 درهم» است، رد به مهر السنه است، و اين قول احوط براى زن است.