1
اگر متغاير شد اصداق، در اعلان و اسرار، نافذْ مقدم است. و در صورت وقوع در يك دفعه، محتمل عدم نفوذ هيچ كدام، و عدم نفوذ در زيادتى، و اوّل اقرب است.
و اگر بر حسب تبانى دانستند مقصودشان از الفين الف است، در الف نافذ است نه در عبارت؛ بلى در مقام مرافعه، حكم به ظاهر لفظ مىشود، اگر معارض به ظهور حال در قرينيّت بر خلاف نباشد، و گر نه عمل به اقوى در حكم مىشود، و با اجمال حكمى، موافق مهر المثل را حاكم اثبات مىنمايد.
اگر در سرّ مهرى تعيين كردند و در علانيه مهر ديگرى را بدون قصد، اوّلى كه مقصود است بىاثر است اگر در عقد مذكور نيست، و دومى كه مذكور است بى اثر است، چون كه مقصود نيست، و حالِ مثل صورت عدم ذكر مهر است.
مهر در ضمان زوج است تا آنكه تسليم زوجه نمايد، پس اگر تلف شد قبل از تسليم، با مطالبه يا بدون آن، ضامن مثل يا قيمت آن در روز تلف است، و احوط قيمت اعلى از تلف تا وقت ادا است.
اگر در مهر، عيب سابق بر عقد ظاهر شد، اظهر مخيّر بودن زن است بين رفع يد از خصوصيت عين و مطالبه مثل يا قيمت، و بين امساك خصوصيت با مطالبه ارش وصف فائت؛ و در اين تخيير نقل عدم خلاف شده است. و اقرب در تعيّب بعد از عقد در يد زوج، جريان همين تخيير است.
زوجه مىتواند تمكين زوج از وطى ننمايد تا آنكه قبض مهر نمايد. و با تنازع در ابتدا به تسليم مهر يا تمكين از وطى، احوط ايداع در نزد امين طرفين است كه بعد از