1
عتق مشروط با شروط آن است ؛ لكن احتياط در اعتبار رضاى معتَق ( به فتح ) است .
اگر شرط كرد در ضمن عتق ، خدمت معتِق ( به كسر ) را در زمان معين ، صحيح است و لازم الوفاء است . و هم چنين اگر شرط نمايد خدمت در زمان حيات معتَق ( به فتح )، اقرب صحّت شرط و لزوم وفا است . و نفقه مشروط الخدمه بر مخدوم است يا بر خود است كه مالك مشروط است پس استحقاق استثناى زمان تكسّب براى نفقه خودش دارد يا از بيت المال است ؟ احتمالاتى است . و اگر مدت خدمت را در إباق به سر برد به رقّيّت اعاده نمىشود ، و خود مولى يا ورثه او مىتوانند مطالبه اجرت المثل عمل فائت را از معتَق ( به فتح ) نمايند ، به جهت موافقت مستفاد از ادله تغريم با طريقه عرف عقلاء در تضمين ، و موافقت تفويت منفعت يا عمل با اتلاف يا تلف عين در طريقه عرفيّه .
كسى كه واجب شده باشد عتق رقبهاى در كفاره يا غير آن ، كفايت نمىكند تدبير از آن بلكه بايد عتق منجّز نمايد در حيات خودش ؛ و بعد از وفات او بايد از مال او تأديه دين او نمايند ؛ و آنكه عتيق به موت است، از متروكات او نيست .
متأكّد است استحباب عتق رقبه مؤمنه بعد از هفت سال در خدمت مولى .
مكروه است ، به كراهت عبادت ، عتق مخالف در مذهب در صورتى كه فرقى نباشد در مذهب و سلوك آن بين رقّيّت و حرّيت ؛ و كراهت عتق مستضعف اخفّ است از كراهت عتق مخالف غير مستضعف .
و غير قادر بر اكتساب و تحصيل مؤونه خودش را يا عتق ننمايد يا آنكه او را باقى در عيلولت خودش نمايد ، وگرنه خلاف مستحب يا مكروه است به نحو كراهت عبادت .