1
و اگر مرد رجوع كرد بعد از لعانِ مسقط حد ، گذشت عدم ثبوت حد بر او به سبب اكذاب خود، و عدم تغير احكام ثابته به سبب لعان مگر در لحوق ولد بر حسب اقتضاى لعان . و دعواى بينه اگر نمود بر خلاف اكذاب خود و بر وفق لعان، مسقط حد نخواهد بود بنا بر ثبوت حد به اعتراف به كذب ، و دعواى بينه مسموع نمىشود . و با اعتراف به ولد بعد از موت ولد ، ارث نمىبرد از ولد ، مثل صورت اعتراف در حيات ولد ؛ ولد و ولد او، وارث جدّ كه ملاعن بوده مىشوند چنانچه گذشت با شروط ديگر ارث .
اگر اقامه بيّنه بر زناى زوجه كرد ، پس از آن تكذيب نمود بينه را ، اظهر ثبوت حد قذف است بر زوج ؛ و هم چنين سقوط حد زانيه به سبب شبهه دارئه .
و اگر بعد از قذف ، نه تكذيب كرد قذف را و نه لعان اختيار نمود ، حد قذف ثابت است . اگر بعض حد اقامه شد ، پس از آن در اثنا براى لعان حاضر شد ، اجابت مىشود، به سبب شبهه دارئه حد ، و لعانى كه مسقط تمام حد است مسقط بعض هم هست .
2. اگر زبان كسى بسته شد از لعان ، بعد از قذف ، لعان او با اشاره است اگر مأيوس از عود سلامت باشد يا احتمال آن در دير زمان بدهد . و اگر احتمال زوال عارض در زمان قريب بدهد ، احوط تأخير حد قذف تا لعان نُطقى بعد از سلامت است .
3. اگر زن ادعاى قذف كرد و شوهر ساكت شد و زن اقامه بينه بر آن كرد ، در مسموعيّت بينه بدون جواب انكار از طرف شوهر ، و ايجاب آن صحّت لعان را بر مقتضاى بينه ، تأمّل است ، بلكه از شوهر مطالبه جوابِ به اقرار يا انكار مىشود و به