1
و حلف بر ترك وطى در دُبر يا در حال حيض و نفاس ، ايلاء نيست .
آيا معتبر است در ايلاء تنجيز يا نه ، مثل يمين در غير ايلاء ؟ اظهر جواز تعليق است به معلوم الحصول در حال يا استقبال و نحو آن كه در اضرارِ ايلاء، تغييرى محتمل نيست به سبب آن ، و در غير اينها احوط اعتبار تنجيز است .
اگر حلف نمود به عتاق و طلاق كه او را وطى ننمايد يا به صدقه يا به تحريم بر خود آن زن را ، نه ايلاء منعقد مىشود نزد ما اگر چه قصد ايلاء نمايد ، و نه يمين .
و هم چنين اگر بگويد به زن : «اگر وطى كردم تو را ، بر من است اين قدر مال» ، هيچ يك از آنها منعقد نمىشود .
اگر با يك زن ايلاء نمود و به زن ديگر خود گفت : «تو را شريك نمودم با او» با قصد ايلاء به دومى ، واقع نمىشود ايلاء به دومى ، بلكه بايد مشتمل بر تسميه باشد با قصد ايلاء و شروط آن .
و منعقد نمىشود ايلاء مگر در مقام اضرار بنا بر احوط ، و حلف بر ترك وطى براى صلاح شير يا اصلاح حال مريض ايلاء واقع نمىشود بنا بر اظهر و حكم يمين با شروط آن جارى است .
معتبر [ است ] در صحّت ايلاء ، از ايلاء كننده : «بلوغ» و «كمال عقل» و «اختيار» و «قصد» ؛ پس از صبى و مجنون و مكرَه و ساهى و نائم و عابث واقع نمىشود .
و صحيح است ايلاء مملوك ، چه آنكه زوجه او حرّه باشد يا امه مولاى زوج يا ديگر ، شرط شده باشد رقيّت ولد امه مزوّجه يا نه .
و زوجيّت شرط ايلاء است، پس با مملوكه خود ، ايلاء واقع نمىشود . و اعتبار دوام آن، محل تأمّل است ، اظهر اعتبار دوام است .
و واقع [ مىشود ] از ذمّى بلكه از مقِرّ به الوهيّت ، و منحلّ به سبب اسلام نمىشود بنا بر آنچه ظاهر است از اتفاق اماميّه بر آن .