1
و تسليم مدّ به صغير در حال انفراد يا انضمام ، خلاف احتياط است ، مگر آنكه به هر كدام در صورت انفراد ، يك مدّ تسليم نمايد و تسليم به دو نفر را يك كفاره حساب نمايد ؛ اگر چه احتمال كفايت تسليم يك مُدّ به صغير به نحو مشروع براى يك كفاره ، خصوصا در صورت انضمام با كبير در يك مجلس ، قريب است ؛ و احوط از همه مذكورات ، احتساب دو صغير است از يك كفاره در اطعام و تسليم در اجتماع و انفراد با محافظت بر تسليم يك مُدّ به هر كدام ؛ و احوط از اين هم، ترك احتساب صغير در كفاره است مگر در متيقن ، چون مفاد دليل ، صغير عرفى است اگر چه بالغ باشد ، و كبير عرفى اگر چه بالغ نباشد ؛ واللّه العالم .
اظهر جواز صرف كفاره است به فقراى مسلمينِ غير اهل ايمان ، خصوصا با عدم قدرت بر اعطاى اهل ايمان ؛ اگر چه احوط رعايت ايمان است با قدرت اگر چه با تأخير تا زمان كمى باشد .
احوط عدم اعطاى كفاره است به غير فقير و مسكين ـ كه مالك مؤنه سنه نيست ـ از سائر مصارف زكات.
در كسوه فقير ـ كه مخير است در كفاره يمين، بين آن و اطعام و عتق ـ اظهر كفايت يك جامه ساتر عورت است ، و افضل دو جامه است ، و احوط در حال اختيار دو جامه دادن است ؛ و احوط در زن، رعايت ساتريّتِ تمام بدن است به مثل ازار و درع و خمار ؛ و افضل رعايت كيفيّت، به تناسب با فصلِ دفع است از فصول سال .
جديد بودن جامه لازم نيست، بلكه نافعِ متوسط ـ در مقابل مشرف به پارگى ـ