1
متعين است اطعام در كفاره مرتّبه ، با عجز از صيام به سبب مرض يا هرم و هرحالى كه با آن روزه صحيح نيست ؛ و در انتقال با رجاى بُرء در زمان كوتاهى تأمّل است ؛ و مىتواند با خوف ضرر يا زيادتى مرض يا بطؤ علاج آن، منتقل به اطعام بشود ؛ و هم چنين [ است ] در مُظاهرى كه از ترك وطى در مدت صيام كفاره ، خوف ضرر داشته باشد .
و مجرد سفر موجب انتقال نيست اگر متمكّن باشد از صيام با اقامه ، مگر آنكه متعذر باشد اقامه، يا آنكه طويل باشد فاصله زمانيه تمكّن از اقامه و صوم . و حضر در كفاره ، شرط صحّت صوم است نه شرط وجوب آن .
و به هر كدام از اطعام و تسليمِ طعام ، تكفير حاصل مىشود . و در مقدار طعامى كه تسليم مىشود اختلاف است ، اظهر و اشهر كفايت «يك مُدّ» است كه ربع صاع است ، و مستحب و احوط دو مدّ است . و در اطعام ، اشباع در يك مرتبه كافى است ؛ و اطعامِ كمتر از عدد موظف ، كافى نيست ؛ و تقدير «مُدّ» به وزن ثابت است ، و در «كيل» هم محتمل است به ميزان صاع كه چهار مدّ است تقدير شود ، بلكه ظاهر است .
مقدار اطعام عدد اگر به كمتر از عدد تسليم شد، مجزى نيست ، و هم چنين اگر اطعام شد .
اگر از فقير پس از دفع ، اشترا نمود ، مىتواند به فقير ديگر بابت كفاره ـ يعنى عدد ـ دوم بدهد ؛ و هم چنين تا آخر اعداد لازمه كفاره .
و با امكانِ تكرار كفاره واحده به مستحق واحد ، مجزى از عدد نيست ؛ و با تعذّرِ