1
20. اگر عاجز بود مظاهر از خصال كفاره و هر چه كه قائم مقام آنها باشد غير استغفار ، اظهر وجوب استغفار و اِجزاى آن و جواز وطى بعد از استغفار است ؛ اگر چه احوط ترك وطى است با ترقّب تمكّن از تكفير اگر چه به اخذ صدقه باشد ، تا واجب نشده باشد وطى .
و مراد از استغفار «مقرون به توبه است از ذنب»، چه ظهار و چه وطى بدون تكفير باشد ؛ اگر چه حكم مىشود به مجرد استغفار به توبه در ظاهر ، لكن در باطن تابع واقع توبه است .
21. مظاهره مىتواند صبر نمايد . و اگر صبر نكرد ، مراجعه به حاكم شرع مىنمايد؛ پس [حاكم شرع] مخير مىنمايد زوج را بين تكفير و رجوع ، يا طلاق ، و سه ماه از حين مرافعه به او مهلت مىدهد؛ پس اگر اختيار كرد يكى از اين دو را، كه كارى با او نيست؛ و گرنه حبس مىنمايد او را و در مطعم و مشرب تضييق مىكند بر او در غير سدّ رمق تا آنكه اختيار نمايد يكى از آن دو را ، و تعيين نمىنمايد طلاق را بر او ، و از جانب او طلاق نمىدهد ، مگر آنكه مقيم بر تحريم و اضرار با تمكّن از تكفير باشد كه اجبار بر طلاق مىشود .
و در جريان نظير اين امر در اَمه و متمتَّعٌبها و تخيير بين تزويج به غير يا بذل مدت و بين تكفير و رجوع تا آنكه ظهار بىاثر بشود ، تأمّل است .
و اظهر در غير قادر بر كفاره ، قيام استغفار است ـ در حكم مذكور ـ مقام خصال ثلاثه و آنچه به منزله آنها است . و بنا بر عدم اجزاى استغفار براى عاجز از تكفير ، اجبار بر خصوص طلاق در صورت اضرار، خالى از وجه نيست ، واللّه العالم .
الحمد للّه و الصلاة على سيّد أنبيائه محمّد و آله الاطهرين واللعن على أعدائهم
أجمعين بلغ المقام بيد العبد محمّد تقى بن محمود عفى عنهما ـ و منه التوفيق
فى الإتمام كالبدء ـ في يوم الخميس / 10 ذيحجة / 1399.