1
«خُلع» عبارت است از: «ازاله نكاح، با فديه از زن و با كراهت خصوص زن».
صيغه آن عبارت است از: «خلعتك عَلى كذا»، يا «فلانة مختلعة على كذا» به كسر يا فتح.
و اظهر ترتّب احكام خلع است بدون تعقيب آن به صيغه طلاق.
و احوط عدم وقوع خلع است به لفظ «فاديتك» و «اَبَنْتك» و «فاسختك» و «اَقلتُك».
و خلع، طلاق است (اگر چه مجرد از اتباع به طلاق باشد)، نه فسخ؛ پس در عدد طلاقها داخل و محسوب است.
و طلاق به عوض، با كراهت زن بالخصوص، خلع است اگر چه خالى از لفظ خلع باشد، و احكام خلع بر آن مرتّب است بنابر اظهر.
اگر خواست از شوهر طلاق به عوض را، پس خلع كرد او را بدون لفظ طلاق، صحيح است و خلع واقع مىشود بنابر اظهر. و اگر خواست خلع به عوض را، پس طلاق داد به عوض، لازم است بذل، چه آنكه خلع طلاق باشد، يا محتاج به طلاق