1
قبل از وطى مفيد، كه وطى بعد از انفساخ نكاح به ارتداد، وطى اجنبى است.
و هم چنين مفيد نيست وطى بعد از طلاق غير مدخول بها كه عده ندارد، چه عمدى باشد و چه شبهه.
و اگر صاحبه عده بود به وطى دبر، و بعد از ارتداد وطى در قُبُل كرد در عده، بعد در عده مسلمان شد، تحليل بى وجه نيست.
و در ارتداد زوجه، احكام مذكوره به نحو ارتداد زوج جارى است در ثبوت تحليل و انتفاى آن.
اگر زن ادّعا كرد در مدت ممكنه، كه ازدواج با محلل كرده و منقضى شده عده او، تصديق مىشود با وثاقت در كلام و عدم انكار زوج. و هم چنين اگر ادّعا كرد دخول محلل را، با وثاقت او و عدم معارضه محلل؛ و هم چنين قبول مىشود قول زن با اطمينان به صدق او اگر چه معارَض به قول زوج باشد بنابر اظهر مِن قيام الاطمئنان مقام العلم.
اگر زن بعد از ادّعاى اصابه، رجوع نمود از ادّعاى خودش، حلال نمىشود بر زوج اوّل به سبب اقرار او، مگر آنكه رجوع بعد از عقد باشد كه اقرار در حق غير است، و تصديق بعد از تكذيب كه مانع از حليت بوده موجب حليت مىشود.
اگر وطى محلِّل به نحو محرَّم انجام گرفت، مثل وطى در حال احرام يا صوم واجب يا حيض يا ضيق وقت نماز واجب، اقرب حصول شرط تحليل است اگر چه تحصيل آن حرام است. وهم چنين اگر حرمت به واسطه عدم بلوغ بنت باشد اگر چه منتهى به افضاء شود در صورتى كه مراهقه باشد يا مطلقا بنابر آنچه گذشت در محلّش، و مراعات احتياط مناسب اَولى است.