1
اگر غايب طلاق داد و بعد از عدّه حاضر شد و با زوجه مقاربت نمود، پس از آن اعلام طلاق نمود، دعواى او نسبت به حق غير قبول نمىشود؛ و هم چنين اگر بيّنه اقامه نمايد؛ بلكه به اقرار خود در حق خودش، مؤاخذ است؛ و اگر ولدى متولد شد ملحق به او مىشود؛ و اگر تاويل ممكنى براى فعلْ اظهار نمود، دور نيست قبول بيّنه او بر طلاق.
اگر غايب طلاق داد به طلاق رجعى ـ كه عده آن به سه قرء يا سه ماه منقضى مىشود و بعد از آن احكام عده منتفى مىشود ـ اگر خواست رابعه را، يا اخت يكى [از] اربعه را ازدواج نمايد، نه ماه صبر مىنمايد كه مبدأ آن مقاربت باشد وبعد از تمام نُه ماه، ازدواج مقصود را عملى مىنمايد؛ و اگر بداند كه حامل نيست اكتفا مىنمايد به سه قرء يا سه ماه، به حسب اختلاف مستقيمة الحيض و غير او، و بعد از آن ازدواج مىنمايد، چنانچه ساير احكام عده منتفى مىشود؛ و اگر فاصله وطى