بدون علم اگر چه عزل نمايد يا ظنّ به انتفا داشته باشد يا زن را متّهَمه بداند. و حكم نفى، در صورتى است كه معلوم نباشد آثم بودن شوهر و اينكه به مجرّد احتمال يا ظنّ نفى كرده، و گر نه لغو است و منتفى نمىشود ولد به سبب آن.
☐ عدم وجود طلاق در نكاح منقطع و بيان نحوه حصول جدايى در آن
- در عقد انقطاعى طلاق نيست ، بلكه به مجرّد انقضاى مدت، بينونت حاصل مىشود بدون حاجت به سبب ديگر؛ و هم چنين با هبه مدت، جدايى مىشود؛ و در عده، رجوع جايز است [ظ: نيست] و اثرى ندارد. و هبه طلاق نيست، اگر چه عمل اختيارى بينونت آور است و به آن طلاق اطلاق شده است.
☐ عدم حصول ايلاء و لعان در عقد منقطع و حكم وقوع ظهار
و ايلاء با عقد انقطاعى محقّق نمى شود بنابر اظهر ـ مثل تحليل كه عقد محلِّل بايد دائم باشد ـ بلكه فقط احكام يمين ثابت است.
و لعان هم با عقد انقطاعى محقّق نمىشود، نه براى نفى ولد، چنانكه گذشت، و نه براى قذف.
و قول به عدم وقوع ظهار به آن، مرجوح است، و لذا واقع شدن، منسوب به اكثر است.
☐ عدم توارث بين زوجين در متعه
- توارث بين زوجين در متعه نيست بنابر اظهر و مشهور، چه آنكه شرط سقوط نمايند يا مطلق بگذارند. و اقرب در صورت شرطِ ثبوت ارث، عدم ارث است؛ و اگر شرط مقدار ارث كرد، لازم مىشود وفاى به آن از ثلث، مثل وصيت بنابر احوط.
☐ عده متعه
8 . بعد از سر آمدن مدّت منقطعه اگر چه با هبه بقيّه مدت باشد، عده متعه براى غير