1
«فلانه»يا نحو اينها به نحوى كه مشخص باشد در صورت تعدّد زوجات و غير اين صورت. و غير عبارت «طالق» يا مسلم است عدم وقوع به آنها يا خلافى است، و احتياط در عدم ايقاع طلاق به آنها است.
و هم چنين با عربيّت صحيحه واقع مىشود؛ و با عدم قدرت بر عربيت، با ساير لغات صحيحه واقع مىشود. و احوط در عربى غير صحيح، جمع بين آن و بين لغت صحيحه ديگر است كه زوج يا مُجرى صيغه معرفت به آن داشته باشد.
و با عدم تمكّن از تلفظ، اشاره اخرس كه قاطع باشد كافى است.
و كتابتى كه مقصود به آن، انشاى طلاق باشد، در حكم اشاره است و مجزى است در صورت اجزاى اشاره، نه در صورت قدرت بر تلفظ صحيح. و توكيل در كتابت در صورت اجزاى كتابت، مثل توكيل در لفظ است. و شرايط لفظ معتبر است در انشاى طلاق به كتابت و اشاره در صورت اجزاى آنها. و در مكتوب، لازم است موافقت با ملفوظ در صيغه و خصوصيات آن، مگر آنكه نوبت به اشاره رسيده باشد و كتابت از باب اشاره مجزى باشد و مفيد قطعىِ فايده اشاره باشد.
و در تأثير اختيار متصل به تخيير زوج و حصول فراق به آن، تأمل است و اظهر عدم تاثير است مگر در طلاقى كه به صيغه خودش با استفاده اذن و توكيل از تخيير با محافظت خصوصيت وقت آن با شروط طلاق واقع شود.
اگر گفت: «انتِ طالق للسنّه»، زيادتى مضر به صحّت با وجدان شروط صحّت نيست. و اگر گفت: «انتِ طالق للبدعة»، و در واقع شروط صحّت موجود بود و قصد