1
و هم چنين ازدواج جديد، مسقط حضانت مزوّجه است.و اقرب عود حضانت است به مجرد طلاق زوج ثانى، اگر چه رجعى باشد مادام [كه] رجوع نكرده است.
و اعتبار در حضانت مادر به فطام خارجى [است] يا مدت آن كه دو سال است؟ اظهر دوّم است؛ و عدم فطام بعد از دو سال اثرى ندارد. و بعد از فطام و مدت آن كه دو سال است، منتهاى حضانت پدر و مادر هفت سال است، و احوط اختصاص حضانت پسر در مدت مذكوره به پدر و حضانت دختر به مادر است. و بعد از هفت سال، حق حضانت مربوط به پدر است؛ و هم چنين در صورت ازدواج زن به غير والد، حضانت او ساقط و مربوط به پدر است.
و در حال حضانت هر يك از والدين، از زيارت ديگرى و مواصلت و اجتماع با ديگرى براى صله و دفع يا رفع عُسر و ضرر، مانع نمىشود، به فرستادن طفل يا آوردن ديگرى براى او، اگر چه در غير حال مرض و موت باشد.
و در خنثاى مشكل، ولايت در حولين براى امّ، مستصحب است تا هفت سال، و احوط رعايت رضاى والد است.
و هر كدام از پدر و مادر اگر وفات كردند اگر چه پدر قبل از وصول نوبت به او وفات كند، حضانت مخصوص ديگرى مىشود، نه سايرين از وصى ديگرى يا اقارب متوفّى؛ و در صورت ازدواج مادر در مفروض از وفات پدر، تأمل است، و احوط رعايت رضاى صاحب حق كه متأخر است از اب و ام مىباشد.
اگر ابْ مملوك يا كافر بود، مادر حرّه مسلمه، احق به حضانت ولد است، چه ذكر باشد چه انثى، حتى با ازدواج به غير والد.