1
وطى به غسل از حيض، اگر چه احوط اجبار به اتيان به ممكن از غسل است بنابر اشتراط وطى حايض به غسل.
و براى زوج مسلم است اجبار زوجه كتابيه (مثل مسلمه) بر ازاله منفّرات و صوارف از مقاربت، و در مانع از كمال تأمل است؛ و هم چنين منع از خروج به كنايس و بيع، بلكه مطلق خروج به سوى ارحام.
و محقّق مىشود اختيار، به قول دالّ بر ابقاى زن بر نكاح سابق، مثل «اخترتكِ» يا «أمسكتكِ» و امثال آنها از اقوال و افعال دالّه بر اين مقصود.
و اگر به ترتيب عدد را اختيار نمود، چهار مقدم باقى، و بقيه خارج مىشوند. و اگر پنج نفر را اختيار كرد، بقيه خارج مىشوند و باقى مىماند اختيار در غير يكى از پنج زن. و اگر اوّل، اختيار فراق زايد بر چهار كرد، باقى مىماند چهار در عقد.
و اگر به يكى بگويد: «طلّقتكِ»، پس اگر كاشف بود از سبق اختيار به سبب دال بر او، از چهار محسوب مىشود و طلاق داده مىشود، و بقيه به مفارقتِ لازمه خارج مىشوند. و در كشف از اختيار قلبىِ سابق، تأمّل است، و احوط در صورت بقاى قصد، تجديد اختيار و طلاق است. و اگر كاشف نبود، مثل صورت جهل به عدم احتياج مفارقت به طلاق و هم چنين صورت علم به عدم صحّت طلاق به واسطه عدم شرط صحّت، اظهر حصول مفارقت او است اگر چه واجد شروط طلاق نباشد، و چهار منحصر در غير او مىشود، نه آنكه اين طلاق اگر چه فاسد است، كاشف از سبق اختيار است و آنكه بقيّه زايد بر چهار، خارج مىشوند از زوجيّت.
و دور نيست الحاق فسخ به عيب، به طلاق در صور متقدمه و لوازم مذكوره آنها از