1
متعلق وصيت بايد قابل تملك باشد؛ پس نافذ نيست وصيت به خمرِ غيرِ مأخوذ براى تخليل، و به خنزير، و به كلب غير مملوكِ منتفعٌ به در حلال از كلاب اربعه، و به آلات لهو و قمار. و اگر موصى_’feبه، منفعتِ عين باشد بايد مباح باشد انتفاع به آن در شرع.
و هر حق قابل نقل، قابل وصيت است.
و وصيت به مالِ غير، قابل نفوذ با اجازه مالك نيست مگر با احتمالى كه در بيع غاصب لنفسه با اجازه مالك، مذكور است.
و وصيت به زايد از ثلث، نافذ است با اجازه وارث در مقدار زايد.
و دور نيست جريان وصيت مجراى صلح و شرط در توسعه و عدم اعتبار ماليّت و صحّت نقل معاوضى و شروط آن و كفايت عقلايى بودن با عدم مانع شرعى در صحّت تمليك در وصيت.
و دور نيست ترتيب اثر صحّت، در وصيت به خمر يا خنزير از كافر ذمى مستحِل در صورتى كه براى مثل خودش باشد نه براى مسلم، به خلاف وصيت مسلم به آنها، اگر چه براى كافر باشد.
وصيت در ثلث مال موصى، نافذ است و در زايد بر آن محتاج به اجازه ورثه است؛ و