1
محل حفظ براى انتفاع خودش است. و نيّت انتفاع مذكور بدون عملى بر طبق اين نيّت، تأثير در ضمان ندارد؛ بلكه وقتى خيانتْ صادق است كه بر طبق نيّتِ آن، عملى موافق نيّت انجام دهد.
و اظهر عدم بطلان وديعه با نيّت غصب در ادامه قبض و نيّت انتفاع شخصى بدون عملى ـ جز ابقاى يد امانت به قصد خيانت ـ است، پس ضامن نمىشود به مجرّد نيّت، مثل نيّتها در امور متقدمه و حكم غصب را ندارد. و اگر در ابتداءْ چنين قصدى داشته، مخالفت حكم وديعه در ظاهر و واقع مىشود، و بقاى قصد امانت ـ در مقابل خيانت ـ در بقاى وديعه و احكام آن لازم نيست، بلكه انفساخ به خيانت عمليّه محقّق مىشود. و تحقق غصب و احكامش در غير وديعه به مجرّد استيلاء حدوثى بر مالِ غيرْ بدون اذن، مستلزم تحقّق آن در مرحله بقاى در مسبوق به ايداع نيست؛ پس غصب و احكام آن، به مجرّد نيّت بدون جرى عملى و خيانت عمليّه مقصوده، منتفى است و ضمانْ منتفى است و حكم وديعه باقى است.
اگر مالك، مطالبه وديعه كرد، پس ودعى امتناع كرد از تسليم در اوّل زمان امكان معتاد، و گذشت اوّل زمان امكان با ترك ردّ، ضامن است و يد او بعد از آن زمان عدوانى مىشود؛ و ابقاى يد با اين نيّت و ترك رد در اين زمان بعد از مضىّ آن غصب و موجب ثبوت احكام آن است؛ بلكه مطالبه، فسخ ايداع است و بعد از آن يدْ غير مأذونه مىشود و محقّق غصب ـ با مضىّ زمان قدرت ـ بر يد و احكام غصب مىشود.
و همين حكم ثابت است با جحود ودعى بعد از مطالبه مالك در صورتى كه بيّنه بر آن قائم شود يا اعتراف نمايد بعد از جحود، و ثبوت ازيد از اين ـ مثل فسخ به