1
و مشك در مسأله «شرائع» و عمل سقّا ـ مالك آب و ثمن آن خواهد بود. و در تقديرى كه مالك آبْ حايز بالمباشره است يا به جهت عدم نيّت خلاف يا عدم تاثير نيّت خلاف، بر او است اجرت المثل دابه و مشك.
و به هر تقدير مىتواند هر يك از صاحب عمل و دابه و مشك، ديگران را به طرفيّت اجاره صحيحه، ايقاع عقد و اخذ نتيجه نمايد؛ و بر او است اجرت مسمّات در مدت مقرّره براى آن دو؛ و در اين صورتْ شركتى نيست؛ و مىتوانند دو نفر صاحب مال ـ مثلاً ـ صاحب عمل را اجير نمايند با شركت دو نفر مذكور در حاصل، با شرطى در آب در صورت حاجت؛ و بر آنها است اجرت مسمات براى عامل.
و فرض كثرت شركا يا قلّت آنها ـ در صورت صحّت شركت يا فساد آن، يا وقوع استيجار صحيح يا حكم آن ـ فرقى مهم در معرفت حكم شرعى ندارد.
و اظهر اعتبار نيّت تملّك و اختصاص است در حيازت و تملك به آن سبب؛ و يد معتبره، اماره ملكيت و شروط آن است با احتمال؛ پس علم به قصد ذى اليد لازم نيست؛ و علم به عدم قصد تملّك در مملوك، و اختصاص در موارد حق اختصاص، موجب حمل بر اصل اباحه است.