1
«تذكره» تقييد به ساير اسباب متقدّمه است در محلّ نسبت تجويز بيع به اكثر علما.
و ظاهر محكىّ از وقف «تحرير» در خرابِدار، تبديل وقف است، نه مطلق بيع؛ و محكىّ مختار در «غاية المراد» در بيع است با اعوديت با حاجت؛ و منقول از «مفيد» است در انفعيّت بيع از بقاء وقف؛ و از «مرتضى» در دعوت حاجت شديده؛ و منفى است در ظاهر «دروس» و «روضه» و «مسالك»؛ و موافق است با «قواعد» و با قطع «سيورى» و اختيار «صيمرى» با نسبت آن اختيار به «فاضلين» و «ابىالعباس»؛ و در محكىّ از «كنز الفوائدِ» «كركى» موافقت با «مرتضى» در حاجت شديده است.
و تعداد اقوال در اين مسأله با وضوح مدرك در نفى و اثبات، محلّ مناقشه است در مفيد بودن آن، زيرا در صورت تحقّق بطلان وقف، جواز بيع وقف از باب تخصُّص است، نه استثناءِ غير ثابت، بلكه ثابت العدم بحسب قواعد عامّه.
و اظهر جواز نقل است به صورت صلح و نحو آن اگر متعلّق نقل، استحقاق ناقل انتفاع به وقف باشد به طورى كه منقولٌاليه جانشين ناقل باشد و تفويت ملك واقف در منقطع و طبقات در مؤبّد نباشد و تفويت حق ساير شركاءِ موجودين نباشد.
و در جواز بيع وقفِ مشروطِ به استحقاق بيع در صورت حاجت موقوفٌعليه، به نحوى كه اگر شرط نبود جايز نبود نقل ملك، اشكال است.
و اگر وصيّت تمليكيّه مشروط بود، ظاهرْ جوازِ نقل ملك به بيع با تحقّق شرط است براى موصى له.
و در موارد احراز تعدّد مطلوب در نظر واقف از ناحيه علم به غرض و نحو آن، جايز است، بلكه واجب است بر ناظر، تبديل وقف به بيع آن و صرف ثمن آن در وقف مماثل در تحصيل غرض، مثل حمّامِ قريه محتاجه به آن كه موقوف است و ممكن نيست ابقاء آن در شخص آن محل و ممكن است احداث مثل آن با ثمن آن در محل ديگر از آن قريه، به جهت اشتراك در تحصيل غرض براى بطن فعلى و بطون لاحقه