1
سهولت ملّت است؛ و هم چنين فحص از قابليّت رد با تعمّد قىء. و هم چنين جواز يا وجوب صوم از آكل با وجوب تعمّد قىء، اظهر عدم اشكال در صوم است، و احوط تأخير اخراج است در بعض موارد علم تا انقضاء صوم واجب، و احوط از آن، جمع بين ادا و قضاى واجب است اگر چه اخراج نكرده باشد.
حرام است «غش» در بيع و نحو آن به امرى كه مخفى است، مثل مخلوط نمودن شير با آب، يا جيّدِ از گندم با ردىّ آن؛ پس اگر ظاهر شد، يا آنكه بايع اظهار كرد براى مشترى مانعى ندارد. و بيع مغشوش صحيح است مادام [ كه ] به حدّى كه موجب خروج از حقيقت عنوان مبيع نباشد؛ اگر چه با صحّت، محكوم به خيار عيب و تدليس مىشود.
و آيا اخفاء عيب، تدليس است در غير جهت حكم وضعى كه خيار است؟ اظهر در صورت بودن عيب به حدّى كه نوعا اگر بدانند، اقدام در شراء نمىنمايند، حرمت است، مثل غش؛ بلكه از عنوان مسأله ظاهر شد كه قوام غشّ، به اخفاء عيب است اگر چه فاعل و محدث غش، ديگرى بوده و بايع با علم به حالْ بدون اخبار، بيع نموده باشد؛ پس اخفاء، داخل در مسأله ما است بدون هيچ قيد.
و هم چنين حرام است «تدليس ماشطه»، زن را براى مريد ازدواج و كنيز را براى مشترى، به هر نحوى كه باشد از اخفاء قبح يا اظهار حسن مفقود.
و آنچه از تزيينات، در غير مقام تدليس باشد ـ مثل تزيين زوجه براى زوج يا كنيز براى مالك ـ ممنوع نيست، لكن در كنيز، اذن مالك در موارد شكّ لازم است، هم چنين اذن زوج در زوجه در موارد احتمال نقص يا خطر.
و اخذ اجرت بر آنچه حرام است، جايز نيست، به خلاف غير حرام اگر چه فرمودهاند با اشتراط كراهت دارد.