1
و در صورت بقاء عين مهر در يد زوجه، لزوم دفع آن از بيت المال، تأمّل است در صورتى كه مؤدّى نايب امام ـ عليهالسلام ـ باشد . و در اعتبار بودن مطالبه و ردِّ به زوج يا وكيل او در عدّه نه بعد از انقضاء عدّه تأمّل است؛ و عدم اعتبار، خالى از وجه نيست .
اگر زن با اسلام آمد نزد مسلمانها پس از آن مرتدّه شد، حكم اسلامِ سابق، ساقط نمىشود، نه در ردِّ به كفّار و نه در اداى مهر به زوج، و حكم مرتدّه (ملّيّة) بر او مرتّب مىشود كه در اوقات نماز مىزنند او را تا توبه نمايد يا وفات نمايد .
اگر بعد از مطالبه زوج مهر را ، زن وفات نمود، استحقاق مهر ساقط نمىشود و به زوج يا وارث او اگر بعد وفات نمايد، دفع مىشود آنچه تسليم شده بوده؛ و هم چنين است اگر قبل از مطالبه، زن وفات نموده باشد بنا بر اظهر ، و استحقاق مهر، فرع مطالبه نيست؛ و استحقاق مطالبه، فرع استحقاق مهر است به مطالبه زوجهاى كه به او رد نمىشود .
و اگر بعد از آمدن مسلمه، زوج او را مطلّقه به بائن مؤثّر ـ با قطع نظر از اسلام زن در بينونت ـ نمود، مطالبه مهر را نمىتواند بنمايد، چنانكه مطالبه زوجه نمىنمايد با قطع نظر از اسلام زن. و اگر طلاق بعد از مطالبه زن و مهر بود، مهر به او تأديه مىشود . و اگر طلاق رجعى بود، مطالبه زن و مهر نمىنمايد مگر آنكه رجوع كند يا آنكه مطالبه رجوع بشود ، كه در اين وقت بعد از مطالبه به واسطه مانعيّت اسلام از رد زن، مهر به او ادا مىشود .
و اگر بعد از طلاق رجعى ، شوهر در عدّه اختيار اسلام نمود، حق مراجعت به زوجه دارد؛ و اگر بعد از انقضاء عدّه مسلمان شده، بينونت مىشود و به او رجوع نمىتواند نمايد . و اگر قبل از انقضاء عدّه، مطالبه زن و مهر نموده بوده پس بعد از انقضاء عدّه، مهر به او تأديه مىشود ؛ و اگر در عدّه مطالبه زن و مهر نكرده است، بعد از انقضاء، حق مطالبه مهر ندارد .
اگر زوجه مسلمان شده انكار كرد زوجيّت مطالبه كننده را، بايد زوج اقامه بيّنه نمايد، و گرنه قول زن مقدّم است با يمين او. و هم چنين اگر بعد از اعتراف به زوجيّت