1
نيست مگر آن كه وقوف مشعر را نيز سهوا ترك كند، و در اين جا چند مسأله است:
اوّل: آن كه هرگاه كسى تأخير كند وقوف را از ظهر، به آن كه حاضر نشود در عرفاتبعد از گذشت مقدارى از ظهر، پس بنا بر آن كه گذشت كه واجب است وقوف از زوال تا غروب، اين شخص گناهكار خواهد بود، و جمعى بر آن اند كه بودن از زوال واجب نيست، چنانچه ظاهرِ بعضى اخبار است و اوّل احوط است.
دوّم: آن كه هرگاه كسى پيش از غروب از آن جا كوچ كند عمدا و بيرون رود از حدود عرفات، پس اگر نادم شد و برگشت و ماند تا غروب، كفّاره ساقط؛ و اگر برنگشت، واجب است بر او شترى كه او را در راه خدا در مكّه نحر كند[1]؛ و اگر قادر نباشد، هجده روز متوالى روزه بگيرد[2].
و اگر سهوا كوچ كرد و بيرون رفت، پس اگر متذكّر شد، مراجعت مىكند؛ و اگر نكرد، ظاهرا در حكم عامد است[3] و اگر به خاطرش نيايد، چيزى بر او نيست، و حكم جاهل به مسأله حكم ناسى است.
سوّم: كسى كه بالمرّه وقوف را ترك كند در مدّت مذكوره عمدا، حج او باطل است و كفايت نمىكند در باره او وقوف در شب عيد كه وقوف اضطرارى عرفه است اگر چه
[1]. ظاهر اين است كه در منى بايد نحر كند در روز عيد، و احوط ثبوت كفّاره است در صورت برگشتن ايضا.
[2]. اظهر عدم وجوب توالى است.
[3]. بلكه احتياطا.