1
سر، و دستمالى كه بر سر به جهت صداع بندد، و اشهر و اظهر جواز پوشيدن رو است از براى مرد؛ و قول به منع، شاذّ است[1] و در حكم پوشانيدن سر است ارتماس در آب بلكه مطلق مايع.[2]
و بدان كه فديه پوشانيدن سر، يك گوسفند است، و احوط تعدّد فديه است[3] به تعدّد پوشانيدن، خصوصا هرگاه بىعذر باشد، خصوصا هرگاه مجلس متعدّد باشد.
هجدهم . پوشانيدن زن است روى خود را به نقاب و غير آن[4] و هم چنين بعض آن را، مگر آن قدرى كه مِن باب المقدّمه به جهت پوشانيدنِ سر از براى نماز از اطراف رو پوشيده مىشود، و بعد از نماز، فورا آن را مكشوف نمايند[5].
و جايز است به جهت رو گرفتن[6] از نامَحرَم كه طرف چيزى را كه بر سر زده است از چادر و غيره، پايين بيندازد تا محاذى بينى بلكه ذَقَن؛ بلكه بعضى واجب دانستهاند[7] كه آن را به دست يا به چوبى دور از رو نگاه دارد كه از قبيل نقاب نشود، و الاّ
[1]. و منسوب به «إبن أبي عقيل» است. و هم چنين است قول شيخ در «تهذيب» به لزوم كفّاره به اطعام مسكين مطابق ظاهر صحيح «حلبي» كه محمول بر استحباب است.
[2]. تعميم، مبنىّ بر احتياط است.
[3]. و در صورت تخلّل تكفير، اقوى تعدّد فديه است.
[4]. و در غير حال ضرورت، مانند تحفّظ از مگس و نحو آن در حال خوابيدن، چنانچه در صحيح «زراره» است.
[5]. يا اسدال نمايند در نماز و بعد از آن.
[6]. بلكه مطلقا و اختيارا و تا حدّ نحر، يعنى پايينتر از ذَقَنْ كه داخل وجه است على الأظهر.
[7]. بلكه صدق اسدال و آويزان كردنِ جامه بر رو، كافى است در جواز على الأظهر، و تحفّظ از رسيدن آن به رو لازم نيست.