1
و كسى كه از راه «عراق» و «نجد» برود، ميقات او «وادى عقيق» است، [ كه ]اوايل آن را «مسلخ» مىگويند و اواسط آن را «غُميره» و اواخر آن را «ذات عِرْق» كه احرام گاهِ عامّه است. و افضل، احرام است از مسلخ، اگر به طور يقين معلوم شود؛ و الاّ تأخير احوط است تا يقين كند[1] كه در «وادى عقيق» رسيده، و احوط آن است كه[2] تأخير نكند تا به ذات عِرْق؛ بلكه بعضى از علماى ما جايز نمىدانند تأخير را. و اگر تقيّه اقتضا كند تأخير را تا به «ذات عرق»، پيش از رسيدن به آن جا، نيّتِ احرام كند[3] و تلبيه را به اخفات گويد و رخت خود را در نياورد، و اگر ممكن شود در بياورد در مخفى و جامه احرام مىپوشد و باز آن را درمىآورد و رخت خود را مىپوشد و به جهت آن، فديه مىدهد، چنانچه خواهد آمد؛ و جامهاى نپوشد تا به ذات عرق رسد، آن وقت جامه احرام را بپوشد و اظهار كند كه الحال محرم مىشوم.
و كسى كه راه او از «طائف» باشد، ميقات او «قرن المنازل» است. و كسى كه از راه «يمن» برود، ميقات او «يلملم» است كه اسم كوهى است؛ و كسى كه از راه «شام» برود
[1]. يا ثابت شود به نحو معتبر اگر چه از ناحيه سؤال اهل خبره و اطّلاع باشد، چنانكه خواهد آمد.
[2]. و قول به خلاف مشهور و حكم به خروج ذات عرق از عقيق و ميقات، ضعيف است.
[3]. براى طلب افضل كه احرام از اوّل عقيق است.