1
5 . اگر مصدود يا محصور متحلّل شد و بر او قضا واجب شد يا آن كه خواست به جا آورد در سال آينده قضاى آن را، پس احوط در صورت وجوب ادا و قضا، مماثلت قضا است با ادا در قسم حجّ واجب، پس قارن در ادا، قرانا قضا مىنمايد، بلكه خالى از وجه نيست.
و اگر متمتّع براى ضرورتى قارن شد پس [ از آن ] مصدود يا محصور شد، قضا را متمتعا به جا مىآورد در صورت اراده قضا اگر چه واجب نبوده اصلاً يا قضاى آن واجب نباشد بنا بر اظهر.
و در غير صور مشارٌاليها، احوط رعايت مماثلت است بين ما عنه الخروج در ماضى و ما اليه الدخول در مستقبل.
6 . دور نيست استحباب عمل به آنچه مروىّ و معمولٌبه اكثر است كه تطوّعا بعثِ هدى نمايد و با اصحاب خودش وقتى را براى ذبح و نحر، تعيين نمايد و از روز مواعده احرام اصحاب تا روز ذبح يا نحر، امساك از منافيات احرام نمايد، و در روز نحر يا ذبح احلال نمايد. و تلبيه در روز احرام اصحاب براى باعث نيست. و تكفير هم با ارتكاب منافيات، مستحب است، و احوط مماثلت آن با كفّارات معهوده احرام است. و در مصرف هم تعيّنِ غير اكل از مصارف ثلاثه هدى در حجّ، بىوجه نيست، واللّه العالم.[1]
1 . الجماع فى الفرج مع الأهل مع العلم والعمد فى الأمة أو الزوجة قبلاً أو دبرا في إحرام الحج أو العمرة الواجب أو الندب قبل المشعر، مفسد؛ وعليه الإتمام والبدنة
[1] . 12 محرّم الحرام 1408