1
بذليّه است، مگر آنكه استيجار، قبول آن لازم نيست.
و هم چنين [ است ] اگر نفقه اهل را به اجارهْ مستحق شود مقدارى را كه با شرطْ ممنوع بشود از صرف در غير نفقه اهل و اگر شرط نبود، لازم بود اداى دين با ازيد از قوت لازم فورى.
و وجوب كون در مشاعر و مسجد الحرام به اجاره، منافى ايجاب حج به استطاعت ماليّه يا بذليّه نيست.
جايز است رجوع باذل از بذل، قبل از دخول مبذولٌله در احرام؛ و نفقه عود از محل اعلامِ رجوع كه زايد بر نفقه حضر است، بر باذل است بنا بر اظهر. و اظهر عدم جواز رجوع است بعد از احرام.
اگر باذل تخيير كرد بين حج و صرف در امور خيريّه ديگر، اظهر عدم تحقّق استطاعت بذليّه است، و [ اظهر ] تحقّق استطاعت ماليّه با شروط آن است.
اگر در اثناى طريق، مالْ تلف يا مسروق شد، استطاعت بذليّه منتفى است اگر چه به طريقى اتمام نمايد، مگر آنكه مقارن تلف، ديگرى بذلِ بقيه نمايد، يا آنكه از مال خودش متمكّن از مصرف بقيه باشد تا عود.
و اگر باذل وفات نمايد و وفات او اعلام شود قبل از احرام، نسبت به وجوب حج به منزله رجوع است، و مقدارى را كه ضامن شده بوده از مال او استحقاق دارد؛ و بعد از احرام و اعلامِ وفاتِ او، مثل حيات او است در وجوب و استحقاق همه مصارف.
و اگر شخصى حج و عمره را به جا آورد بر طبق وظيفه خودش بدون استطاعت ماليّه