1
يا گچ شود، هيچ يك پاك نمىشود و بر نجاست خود باقى[1] است.
و هر حيوانى كه از نجس به هم رسد ـ مثل كرمى كه از غايط انسان متولّد شود ـ پاك است؛ همچنان كه حيوانى كه اصل او از خون و منى بوده، پاك است. و اگر آب نجس را حيوانى كه حلال گوشت است بخورد و آن آب منقلب به بول يا عرق يا لعاب شود، پاك مىشود؛ همچنان كه اگر غذاى نجس بخورد و سرگين شود، پاك است.
و از اين قبيل است، ميوه و سبزى و خيار و هندوانه و شبه اينها هرگاه به آبِ نجس به عمل آمده باشند، پس همه پاك است. وسگى كه در نمك زار بيفتد و نمك شود، پاك مىشود.
پنجم: «ذهاب ثلثين»، يعنى آب انگورى كه به جوش بيايد و دو ثلث آن برود ـ بنا بر نجاستِ آن ـ پاك مىشود، اگر چه طهارت، خالى از قوّت[2] نيست وذهاب ثلثين مؤثِّر
[1] . على الاحوط، و همچنين رعايت احتياط شود در تيمّم به مذكورات طاهره، به جمع بين تيمّم به آنها و به متأخّر از زمين.
و از جمله مطهِّرات، «انقلاب» است، مانند انقلابِ شراب به سركه، در صورت عدم ملاقات با نجاست خارجيّه.
و چون [ حال آن ] معلوم شد از بيانات سابقه در متن، در عداد مطهِّرات ذكر نشده است. و فرقى بين انقلابِ به نفس، يا به علاج به باقى بعد از انقلاب يا غير باقى از مايع يا جامد، نيست على الاظهر، چنانكه گذشت. و همچنين است طرح اجسام طاهره براى غير علاج از ساير اغراض، على الاظهر.
[2] . گذشت اقوائيّتِ نجاست و مطهِّريّت تثليث، مثل محلّليّت آن. و گذشت احتياط در عصير تمرى و زبيبى، و گذشت حكم مطروح در آنها؛ و فرق در مطهِّريّتِ تخليل و محلليّتِ آن نيست بين خمر و عصير مغلىّ، على الاظهر.