1
يا زانو به آن نمايد و تهِ عصاى كور، يا سرنيزه، [ يا ] آن كه به عصا نصب مىنمايد، به زمين، پاك نمىشود.
و آنچه از اطراف پا كه حقيقت پشت پا است ليكن نزديك از كف پا و حواشى آن است كه زمين به خودى خود او را فرا مىگيرد، زمين آن را پاك مىكند.
و اجزاى[1] ريزه كه غالبا به غير از آب رفع نمىشود، برطرف كردن آنها واجب نيست؛ همچنان كه حكم در استنجاى به غير آب نيز اين است، و بهتر زايل نمودن آنها است؛ و همچنين چيزى از اجزاى زمين كه در كف پا و زير كفش باقى مىماند بعد از راه رفتن و مانند آن، ازاله آن لازم نيست، [ بلى ]احتياط نمودن بهتر است.
سوّم: «آفتاب» است، و آن پاك مىكند زمين و عمارات و در و پنجره[2] را اگر چه احوط، اقتصار بر خصوص زمين و بام و آنچه بر زمين قرار مىگيرد ـ مثل ايوان و نحوه ـ است.
و فرق در اعيان نجاسات نيست؛ پس هر چه از مذكورات كه عين نجاست در آن نباشد و آفتاب آن را به تابيدن بخشكاند، پاك مىشود.
و همين كه گفته شود: «محلّ به آفتاب خشك شد»، كفايت در تطهير مىكند هر چند وزيدن باد و گرمى هوا را در آن مدخليّت هم باشد. و بهتر آن است كه چنان
[1] . محل احتياط است، بلى لازم نيست ازاله لون و رايحه و لزوجت و نحو آن كه فقط با آب و ابلغ از آن در ازاله، از بين مىرود؛ و همچنين است حال در استنجاى به غير آب.
و بقاى اجزاى مطهِّر بعد از زوال عين نجاست به نحوى كه در متعارف از مشى باقى ماند، ضرر ندارد على الاظهر؛ و احتياط خوب است.
[2] . و همچنين حصير و بوريا را.