1
شبح و صوت؟ اظهر دوم است تا يقين به اصل، چون موضوع مسافت قريبه به بلد است و در معرّفيّت اين دو فرقى بين متميّز و غير آن نيست. و احوط اوّل است با معاكسه در خروج و دخول.
غير متعارف در بيوت بلد از حيث علوّ و انخفاض، رد به متعارفِ در اشباهِ آن بلد مىشود، و همچنين غير متعارف از صوت مؤذّن، ـ مثل غير متعارف از سامعه و باصره ـ رد به متعارف مىشود.
و اذان بايد بر بلندى باشد به حسب متعارفِ بلد و قريه، چه آن كه بر سطوح مىشود، يا بر منارات معتاده غير خارق عادت در ارتفاع؛ و اعتبار، به اذانِ بلد يا قريه است، و در صورت تعدّد مواضع، اعتبار به اقربِ به ناحيه مسافر است، و در حكم آن است اگر مناره، مرتفع و در غيرِ آخرِ بلد و بلد، صغير يا متوسط بود.
و اگر يكى از دو علامت موجود شد، احوط، تقديرِ مفقود و رعايت احتياط با تقدير است؛ چنانچه اگر هيچ كدام موجود نباشد، هر دو، تقدير مىشود، و رعايت احتياطِ متقدِّم در صورت انفكاك تقدير مثل تحقيق مىشود.
و اعتبار در مثل بَدَوى، تقديرِ جدران و تقدير خفاى اذان است براى ايشان.
و [ هر چند ] محتمل در بلاد متّسعه، تقدير توسّط است؛ و حدّ ترخّص، بعد از خروج از محلّه بزرگ تعيين مىشود به خفاى اذان محلّه، و بيوت محلّه.
پس در مثل «طهران» فعلى كه نقل مىشود از بعض اطراف تا منتهاى آن، پنج فرسخ است، مسافت شرعيّه محققّ مىشود براى مسافر با صدق سفر و عدم صدق اقامت با شروط تقصير، و صدق اسم يك بلد، ضرر به صدق سفر نمىرساند بعد از رجوع به اعتبار صحيح به بلاد عديده به اسماى مختلفه در محالّ آن؛