1
<-> آن، قضا است.
و با سُكر و مستى اگر چه به سبب اختيارى باشد و داخل جنون و اغما شد، قضا واجب است اگر در تمام وقت باشد يا بعضِ غيرِ وافى به انجام وظيفه؛ وگرنه وجوب قضا، مربوط به سُكر نيست؛ و در سُكر غير اختيارى يا به سبب معذورٌ فيه، اظهر وجوب قضا است.
واجبات موقّته اگر چه منذوره باشد از نمازها، قضاى آنها واجب و مستحبّات موقّته، قضاى آنها مستحبّ است؛ و اگر به سبب مرض فوت شده، مستحبّات تأكد ندارد قضاى آنها.
و اگر قضا نكرد، مستحبّ است صدقه از هر نماز مستحبّ از نمازهاى شبانهروزى به يك «مُدّ» از طعام، و اگر قادر نبود از هر چهار ركعت، وگرنه از نماز شب يك «مُدّ» و از نماز روز يك «مُدّ» كه «يك چارك تبريز» باشد، و قضاى نماز، افضل از صدقه مذكوره است.
و ترتيب به حسب فوات، در قضاى غير يوميّه نيست، و همچنين در يوميّه با غير يوميّه.
و امّا در فوائت يوميّه، پس مقدّم در فوات، مقدّمِ است در قضا با علم تفصيلى به مقدّم اگر چه در ادا، ترتّب شرعى نداشته باشد بنا بر اظهر و احوط.
و احوط لزوم محافظت بر ترتيب، به ضبط حسابِ مقدّم و مؤخّر است.
و اگر [ فوائت ]، مضبوط و معلوم و مظنون نشده، اگر چه از تفويت و تقصير در مقدّماتِ آن باشد، اقوى، سقوط اعتبار ترتيب در قضا است در فوائت يوميّه، اگر چه <->