1
چنانكه گذشت، «نماز جمعه»، واجب تخييرى است، و با وجود امام وقت ـ عليهالسلام ـ يا منصوب او براى جمعه يا اعمّ از آن، عينى مىشود با شروط ديگر، و همچنين بنا بر اظهر با وجود فقيه عادل مبسوط اليد.
و نماز «عيدين» (فطر و اضحى) واجب است، به شروط [ نماز ] جمعه، و واجب نيست با فقد يكى از آن شروط به تفصيل آينده.
فايده: معلوم باشد كه اجماع بر شرطيّت امامـ عليهالسلام ـ يا منصوبِ او در وجوب عقد جمعه، قائم و محقّق است، و روايات دالّه بر اطلاقِ وجوب، بعضى دالّ بر وجوب سعى و حضور است و آن موقوف بر صحّت جمعه و واجديّت شرط است، و بعضى دالّ بر وجوب عقد است مطلقا، و اين طايفه مقيّدند به آنچه تقييد به عدم خوف مىنمايد، و بعد از اين تقييد و تسلّم ظهور در وجوب عقد نه عدم حرمت، رفع يد از ظهور آنها مىشود به آنچه دلالت دارد بر استحباب در نفس فرض مذكور از روايت «زراره» و برادرش، بلكه اجماع قولى و عملى، قرينه صارفه از ظهور در وجوب است، خصوصاً به ملاحظه اين كه روايت ظاهره در وجوب و در عدم وجوب از مستمرِّ بر ترك، [ از ]مثل «زراره» بوده است.