1
و در اطلاق حكم، در واجبِ بالعارض، مثل نافله منذوره، يا مستحبِّ بالعارض، مثل معاده براى جماعت يا براى احتياط، يا نماز عيدين و جمعه يا نيابتى تبرّعى، تامّل است، و احوط اتمام با عمل شك و اعاده واجب است.
و در مواضع تخيير، بعد از اكمال دو ركعت، پس اگر به قصدِ قصر خوانده، احوط عدم اكتفا به آن است با شك و اگر به قصدِ اتمام خوانده، احوط عدم عدول و ابطال است.
و شك در ركوع در نماز آيات، حكم شك در ركعت را ندارد، چنانچه گذشت، مگر در صورت استلزام مثل شك در خامس و سادس.
و شك در ركعات نماز مغرب، مثل شكِّ در نماز واجبِ دو ركعتى است و موجب اعاده نماز است با تفصيلى كه در شك در نماز دو ركعتى گذشت.
اگر شك كرد در فعل نماز، پس اگر در وقت باشد، اتيان نمايد، و اگر در خارج وقت باشد، اعتنا نمىنمايد، و بر او قضا نيست چه يك نماز باشد يا دو نماز.
و ظنّ در اين جا، به حكم شك است، مگر آن كه اطمينانى باشد، و خواهد آمد حكم ظنّ در مقدار فوائت.
و اگر شك كرد بعد از علمِ به آن كه نماز عصر را خوانده است، در اين كه نماز ظهر را هم خوانده بوده يا نه، اظهر جواز بنا بر خواندن ظهر است، و احوط اتيان به ظهر است در وقت مشترك؛ و اگر در وقت مختصِّ به عصر اين شك واقع شد، همچنين اظهر، <->