1
<-> و بنا بر امكان دعا به قرآن، چنانچه اظهر است، چون جامعِ ذكر و قرآن و دعا است، از افضل ادعيه، دعا به قرآن است.
و اطاله قنوت مطلقا، مستحبّ است با ملاحظه ساير مستحبّات و مرجّحات و مفاسد و مصالح، مثل حال مأمومين، يا خوفِ مَلل.
و رفع يَدين در قنوت، مطلوب است، و احوط عدم ترك آن در غير تقيّه است، و مستحّب است باطن كفّين را روبروى مصلّى قرار دهد به نحوى كه صدق كند كه باطن آنها به طرف آسمان و ظاهر آنها به طرف زمين است. و محتمل است جواز رفع در زير ثوب بدون تقيّه هم.
و مستحبّ است تكبير براى ابتداى قنوت؛ و جهر به قنوت براى امام و منفرد؛ و استحباب جهر به قنوت براى مأموم بدون اسماع امام، خالى از وجه نيست.
و اظهر جواز قنوت به غير عربى يعنى به لغت معلومِ دعا كننده و تأدّى وظيفه قنوت به آن است، اگر چه احوط، مواظبت به عربيّت است، و اين احتياط در ساير اذكار مندوبه ركوع و سجود و تشهّد، ترك نشود.
و همچنين جايز است بنا بر اظهر ساير ادعيه و اذكار در ساير احوال نماز به لغت معلوم دعا كننده، اگر چه احوط، مواظبت بر عربيّت است.
و اظهر اعتبارِ صحيح بودن از مادّه و هيئت و اعراب و بنا در لغتى كه دعا كننده به آن مىخواند در اجزاى از وظيفه قنوت، پس اغلاط اتفاقيّه، مضرّ به وظيفه قنوت است <->