1
<-> اتّصال موضوع عليه در مساجد است با صدق تعدّد سجود به توسّط رفع رأس.
بالا و پايين نبودن محل سجود
جايز نيست كه موضع جبهه در حال سجود، از موقف مصلّى، مرتفع باشد به زيادتى از مقدار يك «خِشت» كه چهار انگشتِ متعارف باشد، و ملحوظ مىشود مساوات مذكوره به حدّ مذكور مابين موضع جبهه و محلّ دو اِبهام و واجب در قدمين، نه مابين محلّ جبهه و ساير مساجد بنا بر اظهر حتى در موضع «رُكبه» و همچنين ساير مساجد با همديگر.
و امّا اخفضيّت محلّ جبهه از موقف، به ازيدِ از قدر خِشت، پس احتياط، در ترك آن است. و احوط در زمين منحدِر، تقدير استوا است، و اجتناب از ازيد از مقدار «لِبنه» بر تقدير استوا است.
و اگر سجودِ بر مرتفع به ازيدِ از مقدار يك «خِشت» شد، يا بر محلّى كه استقرار جبهه، حاصل نمىشود، يا محلّى كه سجده بر آن صحيح نيست، لازم است در همه با كشيدن جبهه بـه محلّ واجب، سجـود را انجـام دهد بدون رفع جبهه؛ مگر در قسم اوّل در صورتى كه صدق سجود ننمايد، كـه جايز است با رفع جبهه، وضع واجب را انجام دهد.
تذكّر سجودِ بر غير موارد جواز، در سجده
و اگر وضعِ جبهه كرد سهواً، به چيزى كه سجده بر آن صحيح نيست و به جرّ جبهه، تحصيل واجب نمىشود، آيا رفع جبهه مىنمايد و اعتداد به اوّل نمىكند و آن را زيادتىِ سهويّه، محسوب مىدارد، يا آن كه شرطيّت، ساقط است به سبب استلزام تدارك زيادتى را؟ احوط اعاده نماز است بعد از اتمام آن به احتمال صحّت با تدارك يا <->