1
<-> حكمى آن به حيث[ ى كه ] اگر تنبيه شود بگويد: «باقى هستم بر همان نيّت».
و ضرر ندارد اشتباه در آنچه از اوّل نيّت كرده بوده و نيّت غير كردن، بلكه چنين اشتباهى در حدوث نيّت ـ بنا بر داعى ـ ضرر ندارد كه به داعى نمازى، اخطار مقارن، به غير تعلّق بگيرد از روى اشتباه، يا آن كه اگر تلفّظ نمايد، اشتباهاً تغيير عبارت دهد با اراده آنچه باعث بوده است [ نيز ضرر ندارد ]، يا آن كه صورت تفصيليّه اخطار را، مخالف با اجماليّهاش قرار دهد، به طورى كه غلط در عبارت و اخطار، صادق باشد، [ نيز ]ضرر ندارد.
و آنچه نماز به زياده و نقصانِ آن باطل مىشود عمداً يا سهواً از افعال و واجباتى كه ذكر مىشود، خصوص «نيّت» و «تكبيرة الاحرام» و «قيام» و «ركوع» و «سجود» است اگر چه در نيّت، زيادتى متصوّر يا قادح نيست، و حكم قيام و غير آن، خواهد آمد.
و اظهر، جزئيّتِ قصدى است كه به آن، فعل، اختيارى مىشود و بقيّه قيود، جزئيّت آنها ثابت نيست، و با لزوم مقارنت و معيّتِ با اوّل ساير اجزا، ثمره عمليّهاى مترتّب به جزئيّت و شرطيّت نمىشود.
و نماز با فقد نيّت، باطل است اگر چه سهواً باشد، پس نيّت، ركن است به اين معنى.
و لازم است در عبادات با قصدى كه با آن اختيارى مىشوند، اين كه داعى به عمل، امر «خداى جليل» باشد؛ و آن كه اگر اشتراك صورى بين دو متعلّق امر است و اختلاف واقعى، مكشوف به لوازم و آثار [ است ]، قصدِ تمييز و تعيين يكى از ديگرى، به <->