1
<-> عشائين؛ پس اگر به مقدار پنج ركعت باقى است هر دو نماز را به قصد مافىالذمه به جا آورد؛ و اگر كمتر از اين مقدار را ادراك نمايد اگر چه وقت يك ركعت باشد، نماز عشا را به قصد امر فعلى احتمالى به جا آورد و بعد از آن احتياطاً عشا را بعد از قضا مغرب قضا نمايد.
و اظهر عدم جواز تاخير عشائين از نصف اول شب و عدم جواز تأخير مغرب از مقدار قبل از انجام عشا قبل از نيمه شب است. و احوط در صورت تأخير عشائين از نصف اول، عدم تأخير از نصف دوم شب است، بلكه به قصد مافىالذمه، هر دو را به جا آورد و در آخرِ نيمه دوم، معامله اختصاص عشا است، چنانچه گذشت.
اظهر در اول وقت عشا، بعد از وقتِ اختصاصِ مغرب است نه بعد [ از ] سقوط شفق مغربى، چنانچه مصرّحٌ به در موثّق در جماعت رسول اللّهـ صلّىاللّهعليهوآلهوسلّم ـ و موثّق ديگر در جمع بين عشائين در حضر، قبل از سقوط شفق و دو موثق ديگر در نماز عشا، قبل از سقوط شفق است بر طبق مشهور.
ابتداى وقت نافله ظهر، اول زوال است؛ و جواز تقديم بر آن مطلقا و خصوصاً خائف فوت در وقت، خالى از وجه نيست؛ اگر چه احتياط آن است كه در صورت تقديم بر وقت كه افضل محافظت بر وقت است و در صورت تأخير از فريضه حتى در نافله عصر، به رجاى مطلوبيّت فعليّه به جا آورد و قصد اداى در وقت مفضول در اوّلى، و قصد ادا يا قضا در دومى كه نافله عصر است، ننمايد اگر چه از وقت نافله عصر كه معيَّن است، گذشته باشد.
و انتهاى وقتِ نافله ظهر، دو قدم است؛ كه يك ذراع و دو سُبعِ شاخص است و مرتبه <->