1
او بوده نه در زمان تنبّه ـ مطابق افتاد، عملش صحيح است، والاّ فلا.
س . صحّت و فسادِ عملِ جاهل مقصِّر را بيان فرماييد.
ج . اگر فرض شود كه عمل را به قصد قربت كرده و به رأى مجتهدِ حىِّ اعلم مطابق افتاده، عملش صحيح است، و اگر مطابق نيفتاده، عملش باطل است.
س . «عدالت» حُسْن ظاهر است يا ملكه؟
ج . «عدالت» ملكه است و حسن ظاهر، كاشف از ملكه است و حسن ظاهرِ مفيدِ ظن ـ نوعاً و طبعاً ـ كافى است.[1]
س . معناى «عدالت» چيست؟
ج . «عدالت» عبارت است از آن كه: «اجتناب از گناهان كبيره كند و اصرار بر گناهان صغيره ننمايد به جهت ترس از خدا».
س . «اصرار بر صغيره» چه معنى دارد، بيان فرماييد.
اگر چه اسنادى كه طريقيّت دارد براى امتثال نبوده [ است ].
و همچنين در صورت مخالفت، اگر موافق با رأى مقلَّدِ بعدى باشد، به نحوى كه به فتواى او، اعاده يا قضا نداشته باشد، مىتواند استناد به آن نمايد در نفى اعاده و قضا؛ و همچنين [ است در صورت ]، تشخيص مكلَّف، موافقت با واقع را، يا عدم لزوم اعاده و قضا را به اجتهاد خودش.
و امّا در صورت شك در موافقت و عدمش، پس با عدم محفوظيّتِ صورت عمل، مىتواند حكم به صحّت اعمال گذشته نمايد.
[1] . احوط اعتبار ظنّ اطمينانى به عدالت است كه عبارت از ملكه باعثه بر اجتناب از كباير و از اصرار بر صغاير است، يا اجتنابهايى كه از ملكه باعثه بر تقواى صادر باشد در احكامِ شرعيّه عدالت.