1
مثل صورت تعدّد غاصب با اتحاد در غصب و استيلاء و انتفاع يا اختلاف در آنها . كما اينكه ممكن است استيلاء بر نصف و انتفاع به ثلثين كه مضمونِ عينى، نصف است و مضمونِ منفعتى، ثلثين است . و اگر در فرض ، انتفاع به ثلث باشد يا آنكه اصلاً انتفاع نباشد پس مضمونِ منفعتى، تابع مضمون عينى است و به تنصيف است .
و فرقى بين قوّت ساكن و ضعف او در ضمان به يد نيست ( مثل ضمان به انتفاع در منفعت ) مادام كه استيلاء از ساكن، محقّق باشد ، اگر چه قهر و قوّت در غصب معتبر باشد ؛ بلكه قوّت خارجيّه تا اثرش در استيلاء اجنبى ظاهر نشود به حدى كه مانع از غاصبيت او در عرف باشد، اثرى ندارد ، زيرا غصب ضعيف به قصد غلبه بر قوى كه اتفاق افتاده است و قوى ضعيف شده است، از امور واقعه در خارج است ، پس با غيبت مالك، ممكن است تأثير داشته باشد قوّت او در منع غصب ، و با حضور او ممكن است تأثير نداشته باشد قوّت او در منع آن ، و ضمانْ ، به استيلاء و تلف در يد و به انتفاع و اتلاف مباشرى يا تسبيبى محقّق شود ، غصب محقّق باشد يا نه .
و «مأخوذ براى نظر» نوعا مأذونٌفيه است ؛ و در فرض عدم اذن و تحقّق استيلاء اگر چه غايت، نظر و موقّت باشد، ضمان، متّجه است .
و در صورت اجتماع قائد و سائق و راكب دابه ، ضامن نسبت به عين تالفه و جنايت دابه ، مستولى و ذو اليد است عرفا ؛ پس در صورت تحقّق استيلاء سه نفر ، هر كدام از سه نفر ضامن ثلث مىشوند ؛ و در صورت استقلال و اختصاص به بعض ،