1
ران خودش مثلاً به طورى كه بداند يا مطمئن به سلامت خودش از هلاكت باشد با اكل آن قطعه ، جائز است بلكه واجب است قطع، به مقدار كافى در حفظ حيات تا زمانى كه مىداند ظفر به غير ميته آدمى نمىنمايد . و هم چنين اگر خوف هلاك به سبب جوع ، اشدّ باشد از خوف آن به سبب قطع عضو .
و چنين قطعى از ديگرى كه خون او مباح نيست جائز نيست، اگر چه بداند سالم خواهد بود از مرگ بنا بر احوط ، به حسب مرتكزات دينيّه .
و هم چنين خودش نمىتواند عضوى از خودش را قطع نمايد براى مضطرى كه خوف هلاكت در او است ( اگر چه قاطع به سلامت خودش باشد و به هلاكت غير، از جوع در تقدير عدم قطع ) بنا بر احتياط ؛ و اگر قطع كرد و زمان وصل آن گذشت يا ممكن نبود ، جائز و واجب مىشود اطعام مضطر .
و اگر مضطر، نبى يا وصى او باشد، جائز است قطع عضو خودش براى مضطر نمايد، اگر چه قاطع به عدم سلامت خودش باشد .
و اگر مضطرّ به يكى از خمر و بول نجس بشود و رفع عطش با هريك مىتواند بنمايد، تقديم مىنمايد بول را ؛ و اگر مضطر به يكى از آب متنجس و بول باشد، تقديم مىنمايد آب را ؛ و اگر مضطر به يكى از ميته مأكول و ميته غير مأكول باشد، تقديم مىنمايد اولى را .
اگر مضطر به يكى از ميته مأكول كه نجس است و حىّ غير مأكول كه قابل تذكيه است باشد ، تذكيه مىنمايد حىّ را و تناول مىنمايد به مقدار سدّ رمق از مذكّى كه محرّم الأكل است .